یادداشتهای روزانه از دل زندگی — از کلاس و درس تا مترو و فیلم دیدن
امروز ساعت ۴ صبح از خانه بیرون زدم. هوای خنک و خیابانهای خلوت، حالوهوای متفاوتی به شهر داده بود. مقصد من درکه بود؛ جایی که همیشه برای شروع یک روز پرانرژی انتخاب خوبی است.
هر چه بالاتر میرفتم، صدای آب، نسیم صبحگاهی و آرامش کوه بیشتر جای شلوغی شهر را میگرفت. هنوز خورشید کاملاً طلوع نکرده بود و نور ملایم صبح روی کوهها منظرهای تماشایی ساخته بود.
این چند ساعت دور بودن از هیاهوی روزمره، یادآوری کرد که گاهی برای مرتب کردن ذهن، فقط کافی است کمی زودتر از خواب بیدار شویم و قدمی در دل طبیعت بزنیم.